تبلیغات
به وبلاگ روستای مومج خیل خوش آمدید. ایمیل مدیریت: serellah@gmail.com - جشنه ها و مناسبت های ابرانی

جشن ها و مناسبت های ایرانیان

نیاكان ما، ایرانیان باستان، به گواهی تاریخی، از شاد ترین ملتهای جهان بوده اند. آنان روزهای بسیاری از سال را به برگزاری جشن می پرداخته اند. انگیزه این جشن ها، گذشته از شادی فطری نژاد ایرانی، پاس داشت روزهای سرنوشت ساز در تاریخ این نژاد كهن و سرزمین ایران بوده است. این جشن های اسطوره ای، هنوز هم در میان پاره ای از ایرانیان، هر چند اندك برگزار می گردد. از میان این جشن ها، 4 جشن از همه پر ارزش تر بوده است:

1-     جشن نوروز: روز 1 فروردین تا 6 فروردین ماه

نوروز، بزرگترین جشن ایرانیان باستان، برابر با 1 فروردین خورشیدی و 21 مارس مسیحی است.

ایرانیان بر این باورند كه در این روز، خداوند آفرینش جهان را به پایان رساند. آنان جمشید، پادشاه باستانی قوم آریایی را پایه گذار نوروز و دیگر آیین های نیكو دانسته اند. در 6 روز برگزاری جشن نوروز، آیین های ویژه ای برگزار می شد كه بسیاری از آنها هنوز به جا مانده است.

ایرانیان برای این جشن، خانه ها خود را پاكیزه می كردند، مكان برپایی جشن را می آراستند،  برروی میزی كوزه ای آب، گلدانی از گل و آتشی افروخته می گذاشتند. در شب پایانی سال، چراغ خانه درگذشتگان خود را روشن می كردند چون بر این باور بودند كه روان درگذشتگان به خانه های خود باز می گردند و از روشنایی چراغ شادمان می شوند. هم چنین در سپیده دم نوروز، بدن خود را با آب شستشو و پاكیزه می كردند. از دیگر آیین های نوروز، پوشیدن جامه نو، آراستن سفره هفت سین و كاشتن سبزی در هفت گونه دانه بود و هر كدام از آن دانه ها كه بهتر می رویید، نشانه رونق كشت آن نوع دانه در آن سال بود. این آیین نشانگر، ارزش كشت و كار در میان ایرانیان باستان است.

2- جشن تیرگان: روز 10 تیر ماه

تیرگان، جشن بزرگداشت میهن دوستی است. در اسطوره های ایرانی، چنین آمده است كه در زمان منوچهر شاه باستان ایران- تورانیان اقوام همسایه شرقی ایران كه همواره برای دستیابی به سرزمین حاصلخیز ایران، با ایرانیان در جنگ بودند، بر ایرانیان چیره گشتند و شرط پایان جنگ را چنین گذاشتند كه مر ایران به وسیله پرتاب یك تیر تعیین گردد وهر جا آن تیر فرود آمد، همان جا مرز ایرانیان و توران باشد. این شرط سخت، سبب از دست رفتن بخش های وسیعی از ایران می گردید. سروش ایزدی به منوچهر پیام آورد تا كمانی ویژه بسازد و سرنوشت مرزهای ایران را به دست كمانگیری پاك و دیندار به نام آرش بسپارد. چونهنگام پرتاب تیر رسید، آرش به همگان گفت: مرا برای آخرین بار ببینید، چون می دانم كه پس از پرتاب این تیر، پیكر من پاره پاره خواهد شد. آن گاه ، تیر را با نیروی ایزدی و تمامی جان خویش پرتاب كرد و همانگونه كه گفته بود، در همان جا درگذشت.

آن تیر، در دورترین جای سرزمین خراسان بزرگ بر تنه درختی نشست و مرزهای سرزمین ایران را بر همان جای نهادند. ایرانیان به پاس این جانفشانی آرش كمتنگیر، در این روز خجسته ،جشنی به نام تیرگان بر پا می داشتند.

3- جشن مهرگان: روز 10 مهر تا 16 مهر ماه      

جشن مهرگان، پس از نوروز، بزرگترین جشن ایرانیان بوده است. این جشن به نام مهر(میترا) كه فرشته برابری، دوستی، پیمان و روشنایی استبر پا می گردد. بر پایه داستانهای كهن، در این روز، كاوه آهنگر، بر ضحاك مار دوش، بیگانه بیدادگری كه بر ایرانیان فرمان می راند، شورید و ایرانیان،فریدون-كه دارای فرّة ایزدی بود- را به پادشاهی برگزیدند. این روز را می توان جشن بازیافتن آزادی و رهایی از ستم بیگانگان و نیز روز پیروزی نیكی بر بدی دانست. پادشاهان ساسانی در این روز، مردم را پذیرا می شدند و هر كس می توانست برای دادخواهی، خود به نزد شاه رود.

این جشن، به اندازه ای ارزشمند بود كه پس از اسلام نیز از میان نرفت و در زمان خلفای اسلامی با شكوه تمام برگزار می گردید. هنوز هم در برخی كشورهای عربی، این روز به نام (مهرجان) دستمایة برپایی جشن و پایكوبی است. از آیین های این جشن در میان ایرانیان، پوشیدن جامه های نو، گستردن سفره های رنگین و نهادن آیینه، گلاب، نوشیدنی به ویژه انار در آن سفره بود.

4- جشن سَده: روز 10 بهمن ماه

جشن سَده، از جشن های بزرگ نژاد آریایی است و به زمان پیش از تاریخ باز می گردد. داستان این روز را فردوسی، شاعر بزرگ پارسی ذر كتاب ارجمند خود، شاهنامه كه هویت نامة نژاد ایرانی است، چنین آورده است: هوشنگ، شاه دوران پیشدادی، روزی به هنگام شكار با ماری سیاه روبرو می شود و سنگی بسوی او پرتاب می كند. مار می گریزد ولی پس از برخورد سنگ با سنگی دیگر، آتش پدیدار می شود و خار و خاشاك پیرامون خود را روشن می سازد. هوشنگ و دیگر بزرگان آن را ارمغان خداوند می شمارند و گرد آن به جشن و پایكوبی می پردازند و آتش را جاودان روشن نگه می دارند. ایرانیان باستان، این روز را فرخنده می دانستند و در آن به جشن و پایكوبی و برافروختن آتش می پرداختند. شاید جشن چهارشنبه سوری كنونی، بازمانده ای از جشن سَده باشد. نام این جشن را از آن روز سده گذاشتند كه 50 روز و 50 شب به جشن نوروز مانده است. 



تاریخ : یکشنبه پانزدهم اسفندماه سال 1389 | 17:52 | نویسنده : سرالله مرادی مومجی | نظرات